تبليغاتX
BYE FOR EV3R

یادته بجه بودیم؟

از همه بچه ها هم سنو سالمون جدا بودیم فقط با هم خونه بازی میکردیم کسیرم را نمیدادیم

از دار دنیا چندتا اسباب بازیو یه دل داشتم.اسباب بازیارو خودم بردم دلمم دادم به تو فکر میکردم گولت زدم

من با اسباب بازیام بازی میکردمو تو با دل من همیشه حسودیم می شد به تو.وسیله بازی تو جذابتر بود منم همیشه محو بازی تو میشدم.

یادته یه بار قایم موشک بازی کردیم؟

تو رفتی قایم شدی وقتی چشم برداشتمو ندیدمت بغض کردم بدو بدو همه جارو گشتم

پیدات که کردم اشک تو چشام جمع شد یکی زدمت بعد دوتامون زدیم زیر گریه...

تو فهمیده بودی که چم شده بود بم قول دادی که هیچوقت از جلو چشام دور نشی

از اون روز به بعد دیگه هیچوقت منو تنها نذاشتی همه بازیا کودکی مونو با هم بودیم

گذشتو گذشت تا بزرگ شدیمو یه روز گفتی من باید برم

گفتم پس قولی که دادی چی میشه؟گفتی اون قولم جز بازیا بچگی بود ما دیگه بزرگ شدیم باید دیگه اون بازیارو فراموش کنیم.

حالا که خوب فکر میکنم میبینم از میونه همه بازیا کودکانه تنها” یادم تو را فراموش “را خوب بلد بودی.


 

نوشته شده توسط محمد در ساعت موضوع | لینک ثابت


تنها

کی گفته بعد تو تنهایی منو میکشه؟ اصلانم اینجور نیست منو تنهایی با هم دوستیم اونقد با هم صمیمی شدیم که یه لحظه همو تنها نمیزاریم

دیگه حتی حاضر نیستم تلخی تنهاییمو با شیرینی هیچ عشقی عوض کنم چون یقین دارم که منو تنهایم هیچ وقت جدا نمیشیم

تنهایی اولش یه ذره سخته ولی وقتی بهش عادت کنی واست شیرین میشه اونقد شیرین که با هیچی عوضش نمیکنی

اما عشق چی؟

 

اولش قشنگو شیرینو گرم شروع میشه ولی بعد یه مدت میشه قصه تلخ عادت(خدا نکنه که هیچ عشقی بشه عادت) آخرسرم یا خیانت یا جدایی

هیشکی عشقو نمیشناسه از هرکی که بپرسی یه چیز میگه راجع به عشق چون دوروغه چون 1000 تا چهره داره

اما تنهاییو همه میشناسن همه ام یه تعریف ازش دارن

وقتی عاشق بودم خجالت میکشیدم بگم عاشقم ولی الان سرمو بالا میگیرمو با افتخار میگم تنهام

تنهای تنها ...

میدونی تنها یعنی چی؟

یعنی ت و   ن باشی      ه مه چی     ا رومه

 

حالا تنهایی بهتره یا عشق؟؟!


 

نوشته شده توسط محمد در ساعت موضوع | لینک ثابت


عشق

بعضی ها میگن عشق یعنی حسرت

بعضی ها میگن عشق یعنی انتظار

خیلی دیگه میگن عشق یعنی ترس از دست دادن تو

بعضی دیگه میگن عشق یعنی حادثه

یکی دیگه گفته بهترین چیز رسیدن به نگاهی است که از حادثه عشق تر است

بعضی دیگه عشقو به صفحه شطرنج تشبیه کردند

بعضی دیگه عشقوبوییدن سیب قرمز میدونند

خیلی ها هم میگن عشق یعنی کشک

ولی من میگم عشق یعنی جدایی

یعنی بچگی

یعنی شهوت

یعنی با احساس دیگران بازی کردن

یعنی احساس های زودگذر

و در آخر عشق یعنی دروغ

نظر شما چیه؟!


 

نوشته شده توسط محمد در ساعت موضوع | لینک ثابت


من و تو

یکی بود یکی نبود...

اون که بود تو بودی اون که

تو قلب تو نبود من بودم.  

یکی داشت یکی نداشت. . .

اون که داشت تو بودی

اون که جز تو کسی رو نداشت من بودم.  

یکی خواست یکی نخواست. . .

اون که خواست تو بودی اون که نخواست

از تو جداشه من بودم.  

یکی گفت یکی نگفت. . .

اون که گفت تو بودی اون که

دوست دارم رو به هیچ کس

جز تو نگفت من بودم.  

یکی رفت یکی نرفت. . .

اون که رفت تو بودی اون که

به جز تو

دنبال هیچکس نرفت من بودم!!!!


 

نوشته شده توسط محمد در ساعت موضوع | لینک ثابت


اولين کسي که عاشقش ميشي دلتو ميشکونه و ميره .

                                                دومين کسي رو که ميخاي دوست داشته باشي و از تجربه قبلي استفاده کني دلتو بدتر ميشکنه و ميزاره ميره .

بعدش ديگه هيچ چيز واست مهم نيست و از اين به بعد ميشي اون آدمي که هيچ وقت نبودي . ديگه دوست دارم واست رنگي نداره ..

 و اگه يه آدم خوب باهات دوست بشه تو دلشو ميشکوني که انتقام خودتو ازش بگيري و اون ميره با يکي ديگه ……

اينطوريه که دل همه آدما ميشکنه


 

نوشته شده توسط محمد در ساعت موضوع | لینک ثابت


شعر و ترانه

 

  در حضور واژه هاي بي نفس
صداي تيک تيک ساعت را گوش کن
شايد مرهم درد ثانيه ها را پيدا کني

در امتداد نگاه تو
لحظه هاي انتظار شکسته مي شود
و بغض تنهايي من
مغلوب وجود تو مي شود 

مترسک ناز مي کند
کلاغ ها فرياد مي زنند
و من سکوت مي کنم....
اين مزرعه ي زندگي من است
خشک و بي نشان

ببين اندام تنهاييم را
که در لحظه هاي خاکستري
در انتظار طلوع خورشيد است    


نمي دانم چرا امشب واژه هايم خيس شده اند
مثل آسماني که امشب مي بارد....
و اينک باران
بر لبه ي پنجره ي احساسم مي نشيند
و چشمانم را نوازش مي دهد
تا شايد از لحظه هاي دلتنگي گذر کنم
 

                  


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط محمد در ساعت موضوع | لینک ثابت


انتظار

واژه  غریبی است ...

واژه ای که روزها یا شایدم ماههاست که با آن خو گرفتم
که چه سخت است انتظار
هر صبح طلوعی دیگر است بر انتظار فرداهای من !
خواهم ماند تنها در انتظار تو

چرا نوشتم در برگ تنهاییم برای تو , نمی دانم ؟
شاید که روزی بخوانند بر تو , عشق مرا

می دانم روزی خواهی آمد , می دانم ...
گریان نمی مانم , خندانم
برای ورودت ای عشق
وقتی به یادت می افتم , به یاد خاطراتت...
نامه هایت را مرور میکنم , یک بار ... نه بلکه صدها بار
وجو دم را سراسر عشق فرا می گیرد ...
و اشک شوق بر گونه هایم روانه می شوند ...

تنها می گویم ، همیشه در قلب منی !!!

 

میدانم که باز خواهی گشت ....... می دانم !!!
به یاد لحظات خوش انتظار و تنهایی ...
به یاد او و تقدیم به او ...


 

نوشته شده توسط محمد در ساعت موضوع | لینک ثابت


چشم چشم دو ابرو ، نگاه من به هر سو

پس چرا نیستی پیشم ؟ نگاه خیس تو کو؟

گوش گوش دو تا گوش ، یه دست باز یه آغوش

بیا بگیر قلبمو ، یادم تو را فراموش

چوب چوب یه گردن ، جایی نری تو بی من

                                       دق می کنم میمیرم ، اگه دور بشی از من

             دست دست دو تا پا ، یاد تو مونده اینجا

یادت میاد که گفتی ، بی تو نمیرم هیچ جا

من من یه عاشق ، همون ا دم سابق

                                           تو تو يه دل سنگ ، گذاشتی منو دل تنگ...!


 

نوشته شده توسط محمد در ساعت موضوع | لینک ثابت


یک حقیقت درباره دوست داشتن؛ بازنده کیست؟

 

 

پسری بود که عاشق دختری شده بود. دختر خیلی زیبا نبود ولی برای اون پسر همه چیز بود. پسر همیشه به دختره فکر می کرد. در خواب و بیداری، خلاصه زندگیش شده بود اون دختر.

دوستان پسر بهش گفتند؛ تو که اینقدر دختره رو دوست داری چرا به خواستگاریش نمی ری! اون موقعس که می فهمی آیا اونم همچنین احساسی نسبت به تو داره یا نه
!

پسر دید بهترین کار همینه. البته جالب اینکه دختره از همون اول می دونست که پسره عاشقشه. چند باره هم دوستان دختره بهش با طعنه یه حرف هایی زده بودند
.

اما وقتی یک روز پسر سر صحبت رو با دختره باز کرد و از اون خواستگاری کرد، دختره با صراحت پسر رو رد کرد و به او گفت که علاقه ای به تو ندارم
.

بعد از اون شکست، دوستان پسره فکر کردند که الآن که بره یه بلایی سر خودش بیاره. یا معتاد بشه، یا الکلی. خلاصه بره زندگیش رو خراب کنه
.

اما وقتی که دیدنش، با کمال تعجب فهمیدن که اصلاً فرقی نکرده! ازش پرسیدن چطوریه که زیاد ناراحت نیستی؟


پسره گفت؛ چرا من باید ناراحت باشم؟ من یکی رو از دست دادم که هیچ وقت دوستم نداشت. ولی اون دختره کسی رو از دست داد که واقعاً دوستش داشت و همش بهش اهمیت می داد. پس این من نیستم که ضرر کردم.


 

نوشته شده توسط محمد در ساعت موضوع | لینک ثابت


LOVE STORY

 

* عشق و ثروت و موفقیت *

 

زني از خانه بيرون آمد و سه پيرمرد را با چهره های زیبا جلوي در ديد.
به آنها گفت: « من شما را نمي شناسم ولي فکر مي کنم گرسنه باشيد، بفرمائيد داخل تا چيزي براي خوردن به شما بدهم.»
آنها پرسيدند:« آيا شوهرتان خانه است؟»
زن گفت: « نه، او به دنبال کاري بيرون از خانه رفته.»
آنها گفتند: « پس ما نمي توانيم وارد شويم منتظر می مانیم.»
عصر وقتي شوهر به خانه برگشت، زن ماجرا را براي او تعريف کرد.
شوهرش به او گفت: « برو به آنها بگو شوهرم آمده، بفرمائيد داخل.»
زن بيرون رفت و آنها را به خانه دعوت کرد. آنها گفتند: « ما با هم داخل خانه نمي شويم.»
زن با تعجب پرسيد: « چرا!؟» يکي از پيرمردها به ديگري اشاره کرد و گفت:« نام او ثروت است.» و به پيرمرد ديگر اشاره کرد و گفت:« نام او موفقيت است. و نام من عشق است، حالا انتخاب کنيد که کدام يک از ما وارد خانه شما شويم.»

 

لطفا برای خواندن بقيه متن به روی ادامه مطلب كليك كنيد

۱.عشق و ثروت و موفقیت ****

۲.مهر******

۳.بهای گناهان ما پرداخت شده است********

۴.بهای عشق و خیانت***

۵.فرق عشق با ادواج*****

۶.Performance Appraisal *******


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط محمد در ساعت موضوع | لینک ثابت


Pic

  

Click to view full size image

lovely pictrue

**********


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط محمد در ساعت موضوع | لینک ثابت


PUBLIC 1

 

 

Click to view full size image

۱. معانی رنگ گلها****

۲.قصه ولنتاین***

 

 


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط محمد در ساعت موضوع | لینک ثابت